درباره ی ادبیات عاشورایی خصوصاً ادبیات عاشورایی ذیل مفاهیم و مضامین اصیل این واقعه ی بی بدیل تاریخی سال ها می توان باب سخن را گشود و خلق اثر نمود و مهم ترین کار در این باره خوانش آثار برجای مانده می باشد:
در این راستا اشخاص بزرگ و بی بدیل زبان فارسی همچون کسایی مروزی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، سنائی غزنوی طبع آزمایی نموده و شاید مشهورترین این سرایش ها را به توان در ذیل مرثیه بی نظیر و ترکیب بند معروف محتشم کاشانی باز جست.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهٔ کنار رسول خدا حسین
این اثر بی بدیل این ترکیب بند که شاید بیشتر آن را در کتیبه های نصب شده بر رواق ها در ماه محرم دیده باشیم اثری ممتاز است که سال ها در اذهان عمومی مانده و می ماند و از پتانسیل های مهم ارائه فرازهای واقعه کربلاست.
همچنین در همین راستا وحشی بافقی در یک ترکیب بند شعری در رثای سالار شهیدان و واقعه ی کربلا ارائه نموده است:
روح القدس که پیش لسان فرشتههاست
از پیروان مرثیه خوانان کربلاست
این ماتم بزرگ نگنجد در این جهان
آری در آن جهان دگر تیر این عزاست
بنگر به نور چشم پیمبر چه میکنند
این چشم کوفیان چه بلا چشم بیحیاست
یاقوت تشنگی شکند از چه گشت خشک
آن لب که یک ترشح از او چشمهٔ بقاست
از پا فتاده است درخت سعادتی
کز بوستان دهر چو او گلبنی نخاست
شاخ گلی شکست ز بستان مصطفا
کز رنگ و بو فتاد گلستان مصطفا
استاد شهریار شاعر دلسوخته معاصر درباره و مضمون واقعه عاشورا غزلی خاص دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست :
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از این ها حرمت کوی منا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
دشمنانش بیامان و دوستانش بیوفا
با کدامین سر کند، مشکل دو تا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما، یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت میکند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب میبندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بیحیا دارد حسین
باز در ادامه ی خوانش آثار بی بدیل در این وادی سلوک و تعالی انسان ساز باید به اثر جناب حسن فرح بخشیان نیشابوری یا همان ژولیده نیشابوری که آن نیز کمتر در اذهان عمومی روایت گردیده است اشاره کرد:
عالم همه مست از گل رخسار حسین است
ذرات جهان در عجب از کار حسین است
دانی که چرا خانه حق گشته سیهپوش؟
زیرا که خدای تو عزادار حسین است
هر کس به جهان گشته گرفتار نگاری
عمری است که ژولیده گرفتار حسین است
با این حال و با مروری بر ادبیات عاشورایی از دیر باز تاکنون و در بسیاری از نحله های فکری و جایگاه های متفاوت عقاید واقعه عظیم کربلا خمیر مایه اصیل سرایش و سلوک گردیده است:
خشتمال نیشابوری نیز از برکت این سفره ی معنوی نصیب برده است و سروده است:
گفته بودی که سرِ نعش تو افغان نکنم
نزنم لطمه به رخ، موی پریشان نکنم
بر سر نعش تو ای زادهٔ زهرا امروز
نیستم خواهر، اگر ترک سر و جان نکنم
یا حسین! دست من و دامن تو، خیز ز جای!
تا که خون از مژهٔ خویش به دامان نکنم
سایه از قامت تو بود مرا روزی چند
چه کنم، گر که کنون لطف تو جبران نکنم
یاد عطشانیِ لبهای تو را تا لب گور
از دل خویش فراموش حسین جان نکنم
این سوکسرایی ها و حماسهآفرینی در رثای سالار بی بدیل آزادمردی، دینداری و پایداری کمترین گام در راه اعتلای آرمان های این امام همام است که انجام پذیرفته :
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
اشاره نکته سنجانه حافظ همراه سایر شاعران که این حماسه را به نوعی در فراز و فرود تاریخ روایت نموده اند همه و همه منابعی هستند که می توان با مدد جستن از آن ها درباره شعر آیینی و ارائه متن برای اجرای مداحی از آن ها بهره جست. همچنین باید اذعان داشت که صدای عاشورا در شعر، در موسیقی و حتی در سینما قدم ها دارای جایگاه خاصی است و همچنان باید آن راه را به شیوه صحیح پیگیری نمود و ادامه داد. فیلم سینمایی �روز واقعه� در کنار سریال �شب دهم� و آثاری از این دست همچنان می تواند بر غنای معنوی ادبیات آیینی بیافزاید:
ناگفته نماند که در دوران اخیر نیز آثاری خلق گردیده که خواندی و اثر گذار و شنیدنی هستند:
نی نوا: حسین علیزاده
نینوا که بعدها تبدیل به سمبل موسیقی مذهبی و عاشورایی در ایران شد آلبومی ساخته حسین علیزاده و یکی از معروفترین کارهایی است که در حوزه موسیقی مذهبی در تاریخ موسیقی ایران تولید و عرضه شدهاند.
به گفته علیزاده، نینوا واژهای است که یک معنای چندبعدی میتوان به آن داد. هم �نینوا� است، هم �نوای نی� و همچنین قطعهای که این نی مینوازد؛ در دستگاه نوا است و از نگاه او علت اینکه هرکس با هر عقیدهای با این قطعه ارتباط برقرار کرد نیز همین میتواند باشد.
اپرای عروسکی عاشورا: بهروز غریبپور و بهزاد عبدی
�اپرای عاشورا� از مجموعه اپراهایی است که با عنوان �اپرای ملی� به همت بهزاد عبدی و بهروز غریبپور در سال ۸۷ تولید شد. ارکستر سمفونیک تهران در ۲۴ مهرماه سال ۱۳۹۴ برای اولینبار �اپرای عاشورا� را به رهبری نصیر حیدریان در تالار وحدت اجرا کرد.
بهزاد عبدی آهنگساز این اثر با الهام از فضای موسیقی تعزیه های ایران، توانسته به استثنای یک تِم، تمامی بخش های این اپرا را در فضای تعزیه بسازد بدون اینکه از تمهای رایج آن مستقیما بهره برداری کند. وی در این اپرا، امام خوانی، رجزخوانی و اشتلمخوانی را در سنت تعزیه بازآفرینی کرده است.
با این همه آن چه که قصد بود در این یادداشت بدان پرداخته شود مرور کوتاه و بازخوانی اثاری بود که در باره واعه کربلا ارائه گردیده است. در این راه و باره در دوران معاصر البته آثار ماندگاری خلق گردیده است که اثر گذار و خواندنی هستند:
اصلاً حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند
اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند
شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند
�صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين�
عيساي خانواده دمش فرق مي کند
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند
تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند
من از �حسينُ منّي� پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند
**
علي زمانيان
با نوشتن نفس می کشم