مسعوداصغرنژادبلوچی
**
فیلم ملی و راه های نرفته اش، از سری فیلم هایی است که مخاطب، ناخودگاه با آن همراه می شود یا خود مخاطب آن درد را تجربه نموده و همزاد پنداری می نماید یا از رنج ناعادلانه شخصیت زن فیلم احساساتی می شود و شاید در ناخودآگاه دچار عکس العمل هایی نیز بشود.
داستان بر اساس شک و وسواس ذهنی دامادی است که از اولین روز زندگی مشترک موجب سیاه شدن تازه عروسی می شود که به اصطلاح با هزار امید و با لباس سپید آمده است به خانه ی بخت خود. این فیلم که با حضور میلاد کی مرام، ماهور الوند، السا فیروزآذر، جمشید هاشمپور، افسراسدی، جمشید جهانزاده، فرزانه نشاطخواه، ستاره اسکندری، فلور نظری، بابک قادری و به نویسندگی و کارگردانی : تهمینه میلانی تهیه شده است.از جمله فیلم های سینمایی است که شاید در نوع خود جسارت هایی را به عنوان اولین بار داشته باشد.
زنی که از اولین روز زندگی مشترک به واسطه ذهن بیمار داماد دچار سرخوردگی و عصیان می شود. و بدون هیچ تکیه گاه و پناهی تقریباً در تقدیر سیاه و تلخ خود درد می کشد و روزگار سپری می نماید.سیامک شوهر ملی معلول رفتار خشن پدرش، تبدیل به یک بیمار روانی شده است و ملی ذیل عمل کردهای خالی از انصاف برادر بزرگ تر و پدر بی اراده اش گاه گداری در سایه حمایت برادر کوچک نفسی هر چند اندک تازه می کند.اما در نهایت رنج ابدی هستی آن هم رنجی که از آن وی نیست و تنها شاید به واسطه ی یک انتخاب یا یک شتاب زدگی سهم وی گردیده است.این که زنان جامعه های رو به رشد دچار سوء استفاده های روحی و روانی شده اند نکته ای است که تقریباً تمام جامعه از آن آگاه است. اما این که این گونه رنج کشیدن ها موضوع گیشه و سینما بشود در یک منظر می تواند به عنوان آینه گی نمودن دردهای اجتماعی قابل تأمل باشد منتها از منظر دیگر این گونه نیست؛ چرا که زنان و مردان هر جامعه در راستای تعالی و تحول هر سرزمین اثر گذار ترین های شاخصه های جامعه محسوب می شوند و می توان این گونه فیلم ها ذیل برنامه های مستند و اجتماعی و به دور از مبحث شعار زدگی ارائه گردد. خانم میلانی در اکثر فیلم های خود چهره ی آسیب دیده ی نقش اول را به تصویر می کشد و کمتر توجهی به علت های ریشه ای و اصلی این گونه مباحث می کند. علت هایی که به نوعی شاید نیازمند شهامت بیشتر در ارائه آن هم ارائه ای که منجر به درمان بشود، نیاز داشته باشد. منتها این گونه تفکیک شده و یک طرفه نباید یک درد دو طرفه و شاید چند بعدی را روی پرده ی سینما ارائه نمود آن هم در جای که این گونه فیلم ها به سادگی و به زودی در اجتماعی که کپی رایت در آن وجود ندارد دست به دست شده و شاید کسانی که واجد شرایط سنی مناسب این گونه فیلم ها نباشند نیز آن را ببینند.با این همه مهم ترین نکته در این است که موضوع فیلم و شیوه ی ارائه آن در نهایت نمی تواند بار مثبتی در جهت حل این گونه معضل ها داشته باشد و تنها موجب اطلاع رسانی چنین دردهایی می شود که در نهایت خیلی ها را شاید به این نتیجه گیری برساند که همین و کاری نمی شود برای رفع آن انجام داد.این فیلم با همه ی جذابیت های تصویری و موضوعی بهتر بود که به قبل و بعد این آسیب اجتماعی اشاره ی دقیق تری می داشت. اگر در ارائه بازخوردهای درمانی برای انسان تأمل کافی صورت نگیرد حتماً چیزی از قلم می افتد.
با نوشتن نفس می کشم