مسعود اصغرنژادبلوچی
**
تازه ترین اثر عباس صفاری شاعر سپید سرا ایرانی که در سال ۱۳۳۰ در یزد متولد شده و در تهران پرورش یافته است. و قریب سی سال است که مقیم شهر لانگ بیچ در کالیفرنیاست توسط نشر چشمه روانه بازار گردیده است. این مجموعه که صد و بیستمین اثر در حوزه جهان تازه شعر در نشر چشمه می باشد با طرح جلد نسبتاً خوبی همراه است. عباس صفاری از جمله شاعران موفق در حوزه ی سپیدسرایی است که کارنامه منظمی لااقل در حوزه چاپ اشعارش دارد و مخاطبین آثار وی نیز کارهای وی را با همان آرامش و نظم دنبال کنند. منتها در این یادداشت قرار است به فرم ارائه شده آثار توسط این نشر اشاره شود و برخی مسایل را مورد بازنگری دقیق تر قرار بدهیم. اولین نکته این که رموز اصلی هنر و عوامل وابسته به تجلی ذات بشر در حقیقت عواملی هستند که نقش سازندگی فرهنگ و ادبیات را به عهده دارند و مثل رمز و کد، مخفی عمل میکنند و انگار در همین پنهانی است که پناه گرفته اند و با همین کد ها می توان بر عکس عمل کرد و مفاهیم و مواضع را تحلیل نمود و رمزگشایی نمود.
لایه های مخفی دانایی و شعور در اجتماع را باید کالبدشکافی کرد. کالبدشکافی ذره ذره ای و اقلیمی چرا که در لایههای پنهان می توان برخی موارد را دید که به عمد و ترس پنهان گشته اند و حتی شاید تاثیرات زر و زور و تزویر نیز بر آنان سایه افکنده باشد. اصولاً تاریخنگاران انسانهایی هستند مثل همه که در بیان حقایق نمیتوانند کلیت ماجرا را از منظر کامل مورد بازنگری قرار بدهند. چه بسا کج سلیقگی در کنار کم اطلاعی موجب شود تاریخ را از منظر خود و قلم خود به رشته تحریر در بیاورند. برونریزی ساحت باطنی انسان توسط خلق آثار هنری صورت میپذیرد. تلاش هنرمندانه ی هنرمند با ایفای نقوش و متن متنوع هنری یک نشانه رمزی برای تبدیل و تفسیر و تجلی روح بازگشت پذیر هنر از سوی و سمت خالق و برعکس آن که شدنی است در برابر یک نوع نشدنی.
وابستگی های معنایی و مفاهیم جاری در دهه های مختلف میتواند یک پیکره بندی عظیم را بازنمایی میکند و برای بررسی کردن آن یک شناسنامه یا یک شجرهنامه لازم است که تدوین شود.تا طی بررسی خصایص اصلی و اصیل، نمودار رشد و طی شده گی را به رشته تحریر درآورد و پس از آن با همان معیارها فراز و فرودها را ارزیابی کرد و شاکله های مهم را از ابهام خارج ساخته به شکل یک الگوی مشخص مورد سنجش قرار داد. در این حال است که هنر به نوعی پدیدار می شود و معیارهای برساخته از خود را نمایان میسازد و گرنه سره و ناسره قابل تشخیص نخواهد نبود چرا که سرگشتگی، آثار را از کیفیت می اندازد. ضمن توجه به نکاتی که اشاره شد مهمترین شاخصه در تحلیل و تبلیغ آثار ارائه شده توسط ناشرانی همچون نشر چشمه است که پس از گذار و گذر از سالها تلاش و تقلای سرودن در شهرها و شهرستانهای مختلف همچنان با آثاری از یک گروه معین اثر چاپ نموده و روانه بازار کساد شعر می کنند که در نهایت نمیتوان این آثار در این حد و اندازه و با این اعداد و ارقام ذیل عنوان جهان تازه شعر بازنمایی کرد یا حتی بازتاب دهنده دانست. ذیل چنین عنوانی باید دقت فراوانی نمود تا نکته ای بر اساس سلیقه از قلم نیوفتد چرا که شعر و شاکله ها و شاخصه های آن متعلق به هیچ فرقه ی دسته یا گروه نیست به همین خاطر ضمن اشاره به عدم رعایت صرفه جویی در صفحه بندی و همچنین ذیل عدم رعایت اصول گرافیکی در صفحه بندی آثار و اشعار ارائه شده توسط این نشر باید از این نقش و مسئولان آن پرسید که جهان تازه شعر معاصر ایران تنها از نگاه یک گروه یا یک نشر قابلیت بازتاب دارد و این که یک نفر یا چند نفر در یک مجموعه می توانند معین کننده و تحلیلگر و القا کننده یا حتی به نوعی انتقال دهنده فضای شعر امروز باشند؟ گستره عظیمی از شعرای موفق که کتابهای آماده به نشر دارند را در صف انتظار طولانی چندین ساله نگه داشتن نشان از این دارد که این نشر نمی تواند بازتاب دهنده ی موفقی باشد به همین خاطر پیشنهاد می شود که در پرانتزی ذیل عنوان جهان تازه نشر از نظر انتشارات چشمه را اضافه نموده و مابقی کار را به صاحبان فن بسپارند.
با نوشتن نفس می کشم