هنر و هنرمند مال ما و بی نصیبی از آن
مهرزاد صداقت
**
درباره سینمای عباس کیارستمی خیلی ها مطلب نوشته اند. این کارگردان که مثل همه هنرمندان دیگر پس از مرگ کمی محبوب تر گردید نباید غافل بود با این همه کارنامه درخشان وی یعنی از نخستین تجربه های وی؛ ساخت تیتراژ فیلم اثر گذار قیصر تا فیلم «آینده دوباره پر شد» بسیار پر بار بوده و جالب این که ایشان بسیاری از جوایز بین المللی را با کارهای خود به دست آورده است. منتها نکته در این است که مگر غیر از این است که هنرمند فیلم می سازد برای دیده شدن؟ فیلم می سازد تا آن ها را که به عنوان درد و درک دریافته است با دیگران قسمت کند؟ کیارستمی بیش از چهل فیلم ساخته است و شاید خالی از لطف نباشد اسامی آن را ذکر کنیم:
نان و کوچه، زنگ تفریح، مسافر، من هم میتوانم، دو راه حل برای یک مسئله، رنگها، لباسی برای عروسی، از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم: نقاشی، گزارش، بزرگداشت معلمها، راه حل، قضیه شکل اول، شکل دوم، بهداشت دندان، به ترتیب یا بدون ترتیب، همسرایان، همشهری، دنداندرد، اولیها، خانه دوست کجاست؟، کلید، مشق شب ، کلوزآپ، زندگی و دیگر هیچ، سفری به دیار مسافر، زیر درختان زیتون، سفر، بادکنک سفید، لومیر وشرکا، تولد نور، طعم گیلاس، باد ما را خواهد برد، بید و باد، ایبیسی آفریقا، ده، پنج، ده دقیقه پیرتر، ۱۰ روی ده، جادههای کیارستمی، بلیتها، کجاست جای رسیدن؟، هر کس سینمای خودش، شیرین، کپی برابر اصل، مثل یک عاشق و آینده دوباره پر شده
و شاید چند تای دیگر...نکته قابل تأمل این جاست که این فیلم های کوتاه و بلند، مستند و آموزشی هر کدام کلی جایزه گرفته اند اما چه اتفاقی برای آن ها افتاده است که هم هنر مال ما هم هنرمند مال و ما اولین بی نصیب ها از آن هستیم. چرا فیلمی که متعلق به سرزمین ماست، متعلق به هنرمند ماست را ما نباید ببینیم؟ ببینیم و نقد کنیم. ببینیم . نپسندیم ...چند نفر از ما که فیلم «خانه ی دوست کجاست؟» را دیده اند آن را فراموش کرده اند؟ صدا و سیمای ما چگونه است که نباید این آثار که بر اساس پارامترهای جهانی برگزیده شده اند را نمی تواند پخش و ارائه نماید؟ با تأمل بیشتر به برنامه های محتوایی در عرصه ارائه فیلم و سینما باید نگاه کرد. نسل جوان در جست و جوی آرزوها و آرمان های ذهنی احتیاج به دارد که درست تغذیه شود و بتواند با اتکاء به راه درست به بی راهه نیوفتند.
با نوشتن نفس می کشم