*
مسعوداصغرنژادبلوچی
**
شعر ترنم و نوازش قلب در راستای مهربانی و فهمیدن هاست و شاعران که وارث آب و خرد و روشنی هستند با کمک ِپیمان محبّت و مرام، کلمه ها را تبدیل به تسبیحی می کنند برای تسکین روح بشر که روی چرخ و بیان فرازها و فرودها در کشاکش درد و درک روزگار می سپارند؛ آن هم برلب رود.در همین راه و روش است که شاعر از دیر باز سرودن تا آغاز ِپایان، تلاش می کند تا شأن و شعور دریافت کرده را با آمیزه ای از مِهر و تکنیک برای انسان تولید نماید تا بتواند تاریکی های کم اندیشی را به روشنا رسانده و زخم را مرهم گذاشته و تحول گرداننده ی حال و هوای انسان ها باشد.
در همین دُوران و دَوَران گاهی اتفاق افتاده است که بی راهه و بد راهه پیش روی شاعرها قرار بگیرد و شاعر هر چند تلاش می کند باز نتواند کمکی به خود در ابتدا و انتهای ماجرا بکند؛ و به اشتباه سراغ درمان دردها می رود و دردها را از نظر خود و جهان خود مخفی می کند البته بدون درمان. با اتکا به این نکات که تقریر و تقدیم شد باید به سمت منطقه و مکانی مشخص رفت که مد نظر نگارنده می باشد.
نیشابور از دیرباز محل و خواستگاه بسیاری از مفاهیم ادبی و فرهنگی ست. جایگاه خاص آن را نمی توان به هیچ وجه نادیده گرفت و به سمت جغرافیای ذهن و زبان آن متمایل نشد و گرایش پیدا نکرد. این همه محاسن و مقام در امروز نیشابور به خاطر تلاطم و تشویش در ارکان اصلی سرایش و به خاطر نبودن و یا نداشتن انگیزه ای که بخواهد برایند حقیقی شعر شعر نیشابور را بازنمایی کند آن را به انزوا و رکودی دچار کرده است که غفلت ورزیدن از آن خسارت جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.
حامیان و شاعران شعر شهر نیشابور به طور کلی در حاشیه ای کم اهمیت مشغول موارد بسیار بی دلیل هستند که بازخوردهای منفی بسیاری را بوجود آورده است.گسسته گی و چند دستگی از لحاظ نیروی انسانی، بینش و منش اجتماعی و ادبی شعر شهر نیشابور را متلاطم گردانده و سابقه تاریخی آن را به تاریکی کشانده است. این چالش ها جز این که انرژی شاعران را هدر بدهد خروجی دیگری در پی ندارد و نخواهد داشت.فارغ از یک سری پیشکسوت که شعر آن ها را شهر پذیرفته است و سال ها مشغول به سرودن در همان قد و قواره ی مردم پسند هستند سایر شعرا هیچ گونه عملکرد صحیحی از خود نشان نمی دهند.شاید به نوعی وهم شاعرانه سراغ برخی از علاقمندان به سرودن آمده است و آن هارا به بحران خویشتن گریزی کشانده است.تازه کارانی که بدون مطالعه و با اتکاء به کشف و شهودی نامعلوم مدعی هستند که در حال انجام کار ادبی هستند بیشترین بار منفی را در اتمسفر شعر نیشابور از خود ساطع کرده اند که البته گذراست و زمانه و زمان همه چیز را به چالش می کشد و در نهایت مشخص می کند تقریباً همه چیز را. نگارنده ی یادداشت، همین جا دوستان را به چالش پاسخ دادن در جهت رشد و تعالی شعر دعوت می نماید و خواهشمند است که دلسوزانه تر به این ودیعه ی آسمانی پرداخته بشود.
توسط مسعود اصغرنژادبلوچی
| سه شنبه بیستم دی ۱۴۰۱ | ۱۱:۴۰ ق.ظ
مشخصات وب
با نوشتن نفس می کشم
موضوعات وب
- شعر من
- یادداشت های من
- غزل های من اندوه نویسی روی نبض ماه است
- ترجمه
- نقد ادبی
- گفت و گوها
- جهان شاعری
- جاده همراه پسر است
- کارد
- شعر سپید
- نیمایی ها
- شعر
- شاعر
- داستان های من
- داستان
- داستان نویس
- اسطوره
- نماد
- آیات
- برگزیده های من
- حکایت نامه های ناب مسعود
- خاطره نویس
- غزل معاصر
- درک سینما
- هنر
- هنر امروز
- هنر نقاشی
- گرافیک
- عکاسی
- تئاتر
- موسیقی
- نیشابور
- خاتون شرق
- نیشابور فردا
- مولانا
- حافظ
- سعدی
- گیلگی سرودن ها به یاد وطن مرطوب مرغوبم
- گیلان
- زنان
- مردان
- پیش نظر
- معرفی کتاب
پیوندها
آرشیو وب
- آبان ۱۴۰۴
- مرداد ۱۴۰۴
- بهمن ۱۴۰۳
- آذر ۱۴۰۳
- تیر ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- فروردین ۱۴۰۲
- اسفند ۱۴۰۱
- بهمن ۱۴۰۱
- دی ۱۴۰۱
- آذر ۱۴۰۱
- مهر ۱۳۹۷
- اسفند ۱۳۹۶
- آبان ۱۳۹۵
- خرداد ۱۳۹۵
- اسفند ۱۳۹۴
- تیر ۱۳۹۴
- اردیبهشت ۱۳۹۴
- دی ۱۳۹۳
- آذر ۱۳۹۳
- آبان ۱۳۹۳
- مهر ۱۳۹۳
- دی ۱۳۹۲
- آذر ۱۳۹۲
- آبان ۱۳۹۲
- شهریور ۱۳۹۲
- مرداد ۱۳۹۲
- تیر ۱۳۹۲
- خرداد ۱۳۹۲
- اردیبهشت ۱۳۹۲
- فروردین ۱۳۹۲
- اسفند ۱۳۹۱
- بهمن ۱۳۹۱
- دی ۱۳۹۱
- آذر ۱۳۹۱
- آبان ۱۳۹۱
- آرشيو